[ امام باقر عليه السلام فرمود: اگر مردم مي دانستند كه چه فضيلتي در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مي مردند.ثواب الاعمال، ص 319، به نقل از كامل الزيارات . ]    [ پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: براي شهادت حسين عليه السلام، حرارت و گرمايي در دلهاي مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمي شود.جامع احاديث الشيعه، ج 12، ص .556 ]    
 جلسه ي فاطميه چهارشنبه در كرج 20 اسفند
تاريخ  :  1393/12/20
منبع :
 امام زمان عج الله تعالي فرجه شريف مي‌فرمايند: وقتي بر ما گريه كرديد و صورتتان از اشكتان تر شد، آن لحظه زمان اجابت دعا است، براي فرج من هم دعا كنيد.


بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

چهارشنبه 20/12/93

امام زمان عج الله تعالی فرجه شریف می‌فرمایند: وقتی بر ما گریه کردید و صورتتان از اشکتان تر شد، آن لحظه زمان اجابت دعا است، برای فرج من هم دعا کنید.

محورهای سخنرانی

یا جَداه؛ شفای مادر را از شما می‌خواهیم

کائنات از جریان حرکت می‌ایستند، اگر تلخی وداع را بچشند

7 دارو برای کسانی که می‌خواهند بدی‌های اخلاقشان را ترک کنند

برای رسیدن به موفقیت، داشتن برنامه ضروری است

دعا چه اثری دارد؟

انس با قرآن

 یا جَداه؛ شفای مادر را از شما می‌خواهیم

در خانه‌ای که مریض هست، افراد آن خانه برای شفای مریض خود هر کاری انجام می‌دهند، به دکتر مراجعه کرده، دارو تهیه می‌کنند تا مریض خود سر پا شود. اگر با وجود این کارها مریض بهبود پیدا نکرد، به دعا و توسل روی می‌آورند.

امام محمد باقر علیه‌السلام بیمار شدند. بعد از چند روز فرمودند: کدام یک از شماها می‌توانید به خرج من به کربلا بروید و در کنار مزار جدم برای من دعا کنید. کسانی که این سخن امام را شنیدند، گفتند: آقا شما خودتان امام هستید، دعای شما به اجابت می‌رسد، چرا خودتان دعا نمی‌کنید؟! امام فرمودند: آنجا دعا به اجابت نزدیکتر است.

این روزها در مدینه اوضاع همین طور است. حضرت زهرا سلام الله علیها دیگر نشستن هم برایشان مشکل شده است. بچه‌ها بدون مادر غذا نمی‌خوردند، برای غذا دور حضرت را بالش می‌گذاشتند تا حضرت بتوانند بلند شوند و همراه بچه‌ها غذا بخورند. روزی امام حسن و امام حسین قرار گذاشتند با هم به کنار مزار جدشان روند تا آن جا برای مادر دعا کنند. خود را روی قبر شریف پیامبر انداختند و گفتند یا رسول الله تو شفای مادرمان را از خدا بخواه. همیشه امام حسین پشت سر امام حسن به احترام برادر حرکت می‌کردند، اما ناگهان هر دو بلند شدند و شروع به دویدن به سمت خانه کردند به طوری که امام حسین علیه‌السلام جلوتر می‌دویدند. درب خانه را زدند، اسما درب را باز کرد، اسما که می‌دانست اگر به بچه‌ها بگویید مادرشان از دنیا رفته است دیگر غذا نمی‌خوردند، آن‌ها را دعوت به غذا کرد. دو بزرگوار فرمودند: اسما تو که می‌دانی ما بدون مادر غذا نمی‌خوریم، اسما به ما بگو مادرمان کجا است؟! الان صدایی از آسمان شنیدیم که یتیمان زهرا را از روی مزار جدشان بلند کنید. امام حسین اسما را کنار زد و به داخل اتاق رفت. امام حسن گفتند مادر جان اگر حرف نزنی من می‌میرم و امام حسین هم صورت خود را کف پای مادر گذاشتند و ...

کائنات از جریان حرکت می‌ایستند، اگر تلخی وداع را بچشند

در مجلس حضرت زهرا سلام الله علیها تا خود حضرت نگاه نکنند، به شما اجازه گریه داده نمی‌شود و نمی‌توانی در مجلس بنشینی و بسوزی. امام صادق علیه‌السلام می فرمایند: کسی که برای مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها بلند بلند گریه می‌کند، بهشت برای او کم است، مقام خواستن، آمرزش، روا شدن حاجت برای او کم است، خداوند به او اجازه می‌دهد حضرت فاطمه سلام الله علیها را مادر صدا بزند. در حقیقت اسم شما را در زمرۀ فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها می‌نویسند.

کم کم این روزها مداحان و روضه‌خوانان، روضه وداع امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله علیها را می‌خوانند. روضه وداع اهمیت خاصی نزد اهل بیت دارد. در روز شهادت امام رضا علیه‌السلام، روضه وداع او با اهل بیتش و رفتن ایشان از مدینه را می‌خوانند. در روز شهادت امیرالمومنین علیه‌السلام، روضه وداع امام را با خانواده‌شان می‌خوانند و روز شهادت امام حسن علیه‌السلام، روضه وداع ایشان با خانواده را می‌خوانند و در ایام محرم روضه وداع امام حسین علیه‌السلام، را می‌خوانند و ... . حکایت وداع، حکایت عجیبی است. گاهی وداع دوست از دوست است، گاهی وداع شاگرد از استاد، گاهی وداع پدراز فرزند و ... . به طوری که بزرگان می‌گویند اگر آسمان، زمین، ستارگان، آب‌ها، نباتات و ... تلخی وداع را می‌چشیدند از جریان حرکت می‌ایستاندند و دیگر نباتات گل نمی‌دادند و ... عالم هستی از حرکت می‌ایستاد. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند از میان پیامبران کدام پیامبر از همه بیشتر سختی کشیدند؟ پیامبر فرمودند: من را کنار بگذارید، به غیر از من حضرت موسی علیه‌السلام.

از حضرت موسی علیه‌السلام سوال شد در مدت نبوت شما کدام حادثه برای شما تلخ‌تر از همه بود؟ حضرت موسی علیه‌السلام فرمودند: زمانی که بعد از همراهی حضرت خضر به من گفته شد که باید از او جدا شوم «هذا فراق بینی و بینک»[1]. جدایی خیلی سخت است.

در قرآن هم صحبت از وداع شده است. در داستان حضرت یعقوب علیه‌السلام و حضرت یوسف علیه‌السلام، پسران حضرت یعقوب زیاد به صحرا می‌رفتند اما هیچ گاه پدر به دنبال آن‌ها نمی‌رفت. اما روزی که قرار شد حضرت یوسف را با خود ببرند، حضرت یعقوب به بدرقه آن‌ها رفت و به دنبال آن‌ها تا بیرون آبادی رفت تا زیر یک درخت. و زمانی که یوسف بازنگشت 40 سال زیر آن درخت گریه کردند که آن درخت را شجره الوداع نامیدند. تا اینکه یوسف آمد و زیر همان درخت پدر را به آغوش کشید.  

در بین حکایات هم سخن از وداع به میان آمده است. وداع غلام امام سجاد علیه‌السلام با ایشان. چند سالی بود که باران نمی‌بارید. خشکی همه جا را فرا گرفته بود که مردم همه برای خواندن نماز باران جمع شدند. روز اول باران بیامد. روز دوم خبری نشد. روز سوم هم بعد از نماز باران نیامد. غلام سیاهی رفت پشت تپه‌ای سر به سجده گذاشت دعایی خواند، دست بلند کرد باران بارید. غلام سجده‌ای کرد و بلند شد. او را دنبال کردم دیدم به خانه امام سجاد علیه‌السلام رفت. فردا صبح به محضر امام رفتم و گفتم آقا جان من یکی از غلامان شما را می‌خواهم. امام فرمودند: همه غلامان را صدا کنید و به من فرمودند: کدام را می‌خواهی؟ گفتم اینها نیستند. امام فرمودند: مگر غلام دیگری مانده؟ به امام عرض کردند بله یک غلام دیگر است که در استبل زیر اسبان را تمیز می‌کند. او را صدا کردند. خودش بود، گفتم همین غلام را می‌خواهم. امام قبول کردند و گفتند غلام برای تو. غلام رنگش زرد شد و گفت مگر من چه کرده‌ام که می‌خواهید من را از یارم جدا کنید؟!. گفتم هیچ من دعا کردن دیروز تو را دیدم. غلام گفت خدایا این رازی بود میان من و تو، قرار نبود آشکار شود. غلام گفت: جدایی از امام برای من سخت است و دم درب افتاد و مُرد.

در کربلا امام حسین علیه السلام هفت بار وداع کردند. با خانم‌ها، با دخترها، با امام سجاد علیه‌السلام، با حضرت زینب سلام الله علیها. اوج وداع امام وقتی بود که سوار بر اسب شدند، دیدند اسب حرکت نمی‌کند، نگاه کردند دیدند دختر بزرگوارشان حضرت سکینه سلام الله علیها رکاب اسب را گرفته‌اند. امام فرمودند: سکینه جان چه شده است؟ حضرت سکینه فرمودند: پدر جان کارتان دارم از اسب پیدا شوید. بعد به پدر گفتند می‌شود دستی بر سرم بکشید، می‌دانم بعد از شما کسی دست یتیمی بر سرم نمی‌کشد... .

چرا بی‌یاری و بهرت دگر یاور نمی‌آید
به دُنبالت کسی جُز اشک هر دختر نمی‌آید
ازین راهی که داری پیش رو لَرزد دلم، دیدم
که هر کس می رَود در خیمه‌ها دیگر نمی‌آید
علمدار تو کو، اکبر چه شد، قاسم کجا رفته؟
هزاران لشکر آن سو بهر تو لشکر نمی‌آید
به جان کی قسم دادی که عمّه در حرم برگشت
به دنبال برادر از چه آن خواهر نمی‌آید
تو روی دختر مسلم ببوسیدی و، من دیدم
مرو دختر نبوسیده مرا باور نمی‌آید[2]

وداع دیگر امام با حضرت زینب سلام الله علیها بود. روز یازدهم وقتی حضرت همه را سوار کردند به سمت قتلگاه نگاهی کردند و یک فریاد یا حسین زدند که اشک اسب‌ها و شترها روی زمین می‌چکید.

اما عشق موسی علیه‌السلام و خضر کجا و عشق علی علیه‌السلام و زهرا سلام الله علیها کجا؟!

در میان واژه‌ها یکسری از واژه‌ها را نمی‌توان به فارسی معنا کرد. یکی از آن‌ها نبت (کاشتن) است. ارباب مقاتل می‌گویند عرب‌ها دو چیز را در دو جا با واژه کاشتن آورده‌اند: یکی میخ که در سینه حضرت زهرا سلام الله علیها کاشته شد و دیگری تیر که در قلب امام حسین علیه‌السلام کاشته شد. دیگر در این روزها حضرت زهرا سلام الله علیها نمی‌توانند به بیت الاحزان بروند و دیگر با صدای بلند هم نمی‌توانند گریه کنند و توان راه رفتن را هم نداشتند. تنها کاری که می‌توانستند بکنند اینکه به اسما می‌گفتند چادرشان را بیاورد و یک دست به پهلو می‌گرفتند و یک دست به دیوار، به دم درب خانه می‌رفتند و در کوچه می‌نشستند، مثل ماده شیری دم درب می‍نشستند و به بچه‌ها می‌گفتند که سر و صدا کنند تا مردم مدینه ببینند که علی تنها نیست و ... .

اما وداع امام علی علیه‌السلام با حضرت زهرا سلام الله علیها، وقتی به امام خبر دادند که حضرت زهرا سلام الله علیها از دنیا رفته‌اند، امام خود را در حالی به خانه رساند که دیگر نه عمامه به سر داشتند و نه نعلینی به پا. امام دیدند که ملحفه‌ای روی حضرت کشیده‌اند ملحفه را امام کنار زدند و خیر در صورت حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه کردند، اشک می‌ریختند و گفتند من علی‌ام. چرا امام خیر نگاه کردند؟یادشان افتاد که 9 سال پیش وقتی که حضرت فاطمه سلام الله علیها را به عنوان عروس آوردند، همه تبریک گفتند و رفتند تنها پیامبر ماندند. پیامبر امام را رو به روی حضرت زهرا سلام الله علیها نشاندند و به امام اجازه دادند روبند حضرت زهرا سلام الله علیها را کنار بزنند. امام وقتی روبند را کنار زدند 3 بار سبحان الله گفتند. ملکه زیبایی ها، حورای انسیه در مقابل امام نشسته بودند. اما حالا که ملحفه را کنار زدند بدنی لاغر و تکیده را دیدند که چشمش بر اثر سیلی کبود و متورم بود و ...    

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ، وَ شايَعَتْ وَ بايَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ، اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً.

7 دارو برای کسانی که می‌خواهند بدی‌های اخلاقشان را ترک کنند

علما برای کسانی که می‌خواهند یکسری از بیماری‌های اخلاقیشان مثل حسد، پرخوری، فسق، غرور، زیادطلبی و ... را از بین ببرند، 7 قلم دارو تجویز کرده‌اند:

1ـ نماز اول وقت به شرط حضور قلب،

2ـ خواندن نمازهای نافله؛ اگر در روز کار دارید و یا به اداره می‌روید دو رکعت نماز نافله صبح را حتما بخوانید که موجب می‌شود یکسری از بدی‌های اخلاقتان را از بین ببرد.

3ـ نماز شب،

4ـ جهاد در راه خدا،

5ـ احسان به بندگان خدا، خیر رسانی مادی و معنوی. سلمان فارسی استاندار مداین بود. بسیار ساده پوش و بی‌تکلف بود. روزی در بازار رد می‌شد. فردی که او را نمی‌شناخت از او خواست تا بارش را برای او حمل کند. او پذیرفت. در میان راه یکی از بازاریان آن‌ها را دید و سلمان را شناخت. با ناراحتی رو به مرد کرد و گفت می‌دانی او کیست؟ او استاندار است، این چه کاری است که تو انجام داده‌ای؟ فرد بسیار ناراحت شد و گفت من ایشان را نمی‌شناختم مرا ببخشید. سلمان فارسی گفت: این چه حرفی است. شما که کاری نکرده‌اید، فقط موجب شدی تا برادری کار خیر انجام دهد. در روایتی دیگر داریم که امام رضا علیه‌السلام در حمام بودند. مردی که ایشان را نمی‌شناختند از امام خواستند تا پشت او را کیسه بکشد. امام مشغول کیسه کشیدن بودند که مردی آمد و با تندی گفت این چه کاری است که تو از امام خواسته‌ای؟ فرد که امام را نمی‌شناخت عذرخواهی کرد. امام فرمودند: تو فقط باعث شدی تا برادری کار خیری انجام دهد. روزی دیگر در محضر امام صادق علیه‌السلام قرآن می‌خواندند که این آیه تلاوت شد: «تعاونوا علی البر و التقوی»[3]؛ امام فرمودند: می‌دانید چه کسانی در مسیر تقوی و خیر تعاون دارند؟ شیعیان علی بن ابیطالب.

به دو صورت می‌توان معنا کرد: یا در مسیر خیر هم تقوی را رعایت کنید و یا در مسیر تقوی هم همدیگر را کمک کنید. مثلی که خانم مالک بیان می‌کردند را برایتان می‌گویم: در لانه مورچه‌ها اتفاقات عجیب و غریبی می‌افتد. از جمله تقاضای مورچه گرسنه از مورچه سیر است. به این شرح که مورچگان به عده‌ای از همنوعان خود به اندازه‌ای شهد می‌خورانند که حکم خمره عسل را پیدا می‌کنند. این مورچه‌ها در تابستان آنقدر می‌خورند که به مرز ترکیدن می‌رسند و فقط هم شیرینی می‌خورند اما همه آنچه را که می‌خورند هضم نمی‌کنند. اینها در محلی آویزان می‌شوند، تا در موقع نیاز به مورچه‌های نیازمند شهد تحویل دهند. هر گاه مورچه‌ای گرسنه شود، به نزدیک این کوزه‌های زنده آمده، با حرکت دادن شاخک‌ها و بیان احتیاج، شهد مطالبه می‌کند. مورچه پرخور هم قطره‌ای عسل به کام دوستش ریخته و شکم او را هم سیر می‌نماید. این هم نوعی همکاری در عالم مورچه‌ها است. گویا مورچگان بهتر از انسان دستور قرآن را به کار بسته‌اند. آنجا که می‌فرماید:«و تعاونوا علی البر و التقوی». شعیان مانند خمره عسل می‌مانند که تلخی ندارند. مانند مورچه پرخور، زحمت می‌کشند، اما همه زحمت خود را هضم نمی‌کنند، مقداری را هم پس‌انداز می‌کنند تا در وقت نیاز به دیگران بدهند.

6ـ دعا کردن،

7ـ روزه گرفتن؛ حضرت زهرا در دل شب دعا می‌کنند که خدایا قوتی برای عبادت به من بده تا بتوانم نماز بخوانم و روزه بگیرم.

برای رسیدن به موفقیت، داشتن برنامه ضروری است

بزرگترین موسسات و کارخانجات بزرگ، موفقیت خود را مدیون برنامه‌ریزی‌شان هستند. انسان بدون برنامه اگر دارای علم فراوان و ثروت کلان هم باشد، دچار ورشکستگی می‌شود. من و شما هم تاجریم و بزرگترین سرمایه ما، عمر ما است که روزانه از این سرمایه می‌خوریم و مصرف می‌کنیم. اگر برنامه نداشته باشیم موفق نخواهیم شد. بزرگان می‌گویند اگر می‌خواهید موفق باشید و بتوانید به درب خانه حضرت زهرا دست یابید باید روزانه سه برنامه را داشته باشید: 1ـ هر روز زمانی برای دعا کردن داشته باشید. 2ـ با قرآن انس داشته باشید 3ـ توسل به اهل بیت برنامه روزانه شما باشد.

دعا چه اثری دارد؟

دعا به معنی توسل نیست. توسل داشتن جدا از دعا کردن است. اگر حاجت نداشته باشیم چه دعایی کنیم؟ برای معرفت پیدا کردن به خدا و تهذیب اخلاق دعا کنیم.

دعا کردن چه اثری دارد؟

1ـ دعا کردن استکبار را معالجه می‌کند. «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»[4]؛ در حقيقت كسانى كه از پرستش من كبر مى‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‏آيند. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: کسانی که استکبار می‌کنند در آین آیه منظور کسانی هستند که از روی غرور دعا نمی‌کنند. این افراد را چنان غرور فرا گرفته است که خود را از مدد الهی بی‌نیاز می‌بینند.

2ـ دعا کردن ناامیدی را معالجه می‌کند. دعا کردن یکی از این سه نتیجه را دارد: یا اینکه حاجتت همان روز روا می‌شود یا در آینده حاجتتان روا می‌شود و یا ذخیره‌ای می‌شود برای قیامت. شیخ بهایی نقل می‌کند که یک مادربزرگ داشتیم که بسیار خوش نیت بود. اگر کسی رد می‌شد و به او سلام می‌کرد، مادربزرگمان هم در دعا کردن او را فراموش نمی‌کرد. یک سال زمستان برف شدیدی آمد به طوری که خانه‌ها زیر برف پنهان ماندند. ما با عموهایمان زندگی می‌کردیم. ذخیره‌مان تمام شد. بچه‌ها از گرسنگی گریه می‌کردند که مادر بزگم علت را جویا شد و به او گفتیم نانمان تمام شده است. او گفت خوب نان درست کنید. به او گفتم که آرد هم نداریم. مادربزرگ به آقایان گفت تنور را روشن کنند و به خانم‌ها هم گفت چند تشت برف آورند. برف‌ها را به تنور می‌زد و نان بیرون می‌آورد. به طوری که بوی نان در محله پیچید و مردم برای گرفتن نان صف بستند. این انسان امیدوار به خدا است.

3ـ دعا انسان را متوجه خدا می‌کند. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: هیچ گاه دعا را ترک نکنید، زیرا عملی را پیدا نمی‌کنید که به اندازه دعا کردن شما را به خدا نزدیک کند. حتی در امور کوچک، آن را هم از خدا بخواهید. نگویید این کار کوچک است زیرا صاحب کارهای کوچک همان صاحب کارهای بزرگ است. یعنی خرد و بزرگ زندگی‌مان به دست خداوند است. امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: به راستى، خداى گرامى و بزرگ در میان بندگان مؤمن خویش، دعاكنندگان را دوست دارد. پس بر شما باد كه از سحرگاه تا هنگام برآمدن آفتاب دعا كنید؛ زیرا آن هنگام درهاى آسمان گشوده شوند و بادها [ى رحمت] بوزند و روزى آفریدگان تقسیم گردد و حاجت‏هاى بزرگ برآورده شود.

بعضی از دعاها بسیار محتوای بلندی دارند. این دعا را هنگام سال تحویل بخوانید.  رسول اکرم (ص) در یک دعا دستور دادند که از بیست و سه چیز به خدا پناه ببرید :

"اللَّهُمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنَ العَجْزِ، والكَسَلِ، والجُبْنِ، والبُخْلِ، والهَرَمِ، والقَسْوَةِ، والغَفْلَةِ، والعَيْلَةِ، والذِّلَّةِ، والمَسْكَنَةِ، وأعُوذُ بِكَ مِنَ الفَقْرِ، والكُفْرِ، والفُسُوقِ، والشِّقاقِ، والنِّفاقِ، والسُّمْعَةِ، والرِّياءِ، وأعُوذُ بِكَ مِنَ الصَّمَمِ، والبَكَمِ، والجُنُونِ، والجُذامِ، والبَرَصِ، وَسَيِّىءِ الأَسْقامِ".

دعای ارزشمند دیگر، کلمات فرج است:

"لا اِله اِلا اللَّهُ الْحَليمُ الْكَريمُ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ الْعَلِىُّ الْعَظيمُ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الاَرَضينَ السَّبْعِ وَ ما فيهِنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرشِ الْعَظيمِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ". 

·        امام باقر (ع) فرمودند: به هر سختی و اضطرار این کلمات را بگویید تا فرج حاصل شود.

·   امام باقر (ع) فرمودند: به وقت جان دادن این کلمات را به محتضر تلقین کنید تا بگوید. (کار برایش آسان شود)

·   هر گاه کسی از اهل خانه حضرت علی (ع) محتضر می‌شد، ایشان کلمات فرج را به او تلقین می‌کردند و او چون می‌خواند، حضرت می‌فرمودند برو دیگر بر تو باکی نیست.

·   رسول اکرم (ص) هر گاه بر بالین یکی از یاران حاضر می‌شد که در حال احتضار بود می‌فرمودند این کلمات را بگو. وقتی می‌گفت می‌فرمودند الحمدلله که خدا آتش را از او دور کرد.

·   امام صادق (ع) فرمودند: هیچ کس نیست مگر آنکه شیطان، روزانه جمعی از شیاطین را موکل او می‌گرداند تا او را در دین به شک اندازد. حتی هنگام مرگ تا با شک جان دهد. البته مومن کامل را نمی‌تواند به شک اندازد اما شما کلمات فرج را به او تلقین کنید که بگوید تا از سخن گفتن باز ماند.

انس با قرآن

انس با ترس را از بین می‌برد، امور را آسان می‌کند، موجب جلای قلب می‌شود. فردا انشاالله در این‌باره بیشتر صحبت خواهیم کرد.

وقتی امیرالمومنین علیه‌السلام رسیدند. امام از حضرت زهرا  پرسیدند چه می‌خواهی؟ حضرت فرمودند: علی جان قرآن بخوان، صوت قرآن تو را دوست دارم. امام فرمودند: چه بخوانم؟ یس بخوان. امام چنان غرق در خواندن سوره یس شدند که ناگهان صدایی از آسمان آمد: تسلیت به یتیمان بگویید. اما چرا حضرت سوره یس خواندند؟ زیرا شنیدن و خواندن حروف این سوره صبر را بالا می‌برد و به دل‌ها آرامش می‌دهد.   

امام علی علیه‌السلام از جایی رد می‌شدند که عده‌ای به دور هم نشسته بودند و غافل از ذکر الهی بودند. امام نگاهی کردند و فرمودند: یادکنندۀ خدا در میان غافلان مانند درخت سرسبز در میان علف‌های خشک است و مانند خانه آباد در میان خرابه‌ها است. عرض کردند: چگونه در میان غافلان خدا را یاد کنیم؟ امام فرمودند: با خواندن قرآن در جمعی که از قرآن غافل‌اند.



[1] . کهف/ 78.

[2] . حاج علی انسانی.

[3] . مائده/ 4.

[4] . غافر/ 60.


3.5/5 امتياز (2)
نظرات
نام و نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن